تبليغاتX
پسر خورشید
پسر خورشید
  


Hello 
Hi Glitter Graphics and Scraps for Orkut, Myspace, Hi5 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 7 فروردین1390 توسط  مامان سینا
   یلدا


 

سی ام آذره و یک  شب زیبا

یه  شب بلند به اسم شب یلدا

شب شب نشینی و شادی و خنده

شبی که واسه ی همه خیلی بلنده

همه ی اهل خونه خوشحال و خندون

آجیل و شیرینی و میوه  فراوون

شب قصه گفتن و یاد قدیما

قصه ی لحاف کهنه ی ننه سرما

شب یلدا که سحر شد،فصل پاییز میره

جای پاییز رو زمستون می گیره

ننه سرما باز دوباره برمی گرده

کوله بارش رو پر از سوغاتی کرده




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 آذر1390 توسط  مامان سینا

 

 

مدینه بـود و غـوغا بود       اسیــر دیـو بت ها بـود

محمـد سـر زد از مـکه      که او خورشید دلها بود

لالا خـورشـیـد مــن لالا

گـــل امــیــد مـــن لالا

خـدیجه همـسـر او بـود     زنی خندان وخوش خو بود

مــیـان شــادی و غـمـها       خدیجـه یارخوش رو بود

لالالا شـــادیــــم لالا 

غــمـم آبـــادیــم لالا

خـدا یـک دختــر زیبـا            بـــه آنــهـا داد لالالا

بــه اسـم فاطـمه زهـرا         امــیـد مــادر و بــابـــا

لالالا کـــودکـــم لالا

 قشنگ و کـوچـکم لالا

عـلـی دامــاد پیـغمبـر         بــرای فاطمـه همــسر

بـرای دختـر خـورشید         علی از هر کسـی بهتـر

چـــراغ خـانــه ام لالا

گـــل دردانــه ام لالا

عــلـی شیـــر خـدا لالا       عـلـی مـشگل گشـا لالا

شب تاریک نان می برد          بـــرای بـچــه هــا لالا

لالا مشگـل گشــای من

گــل بــاغ خــدای  مـن

حسـن فـرزند آنـها بود          حسـن ماننــد بــابـا بود

شهیــد زهـر دشمن شد       حسن یک کـوه تنها بود

لالا کــــوه  بـلنــد مــن 

 شراب و شعر و قند من

علی فرزند دیگر داشت      جوانی کوه پیکـر داشت

 همیـشه حضـرت عباس     به لب نام بـرادر داشـت

لالا نـــازک بـــدن لالا

عصای دســت مـن لالا

گل پـرپر حسینــم کو         گل سرخ و گل شب بو

کنـار رود و لـب تـشنه          تـمــام غنچــه هـای او

لالالا غــنــچــه ام لالا  

لالا  لالا  گل   فردا

حسیــن  و  اکــبـرم  لالا         علـــی  اصـغــــرم لالا

کجایی  عمه جان زینب       ســکیـنه  دخـتــرم  لالا

لالا لالا گـــــل لالــــه

نــکـن گـریـه نکن ناله

شبی سرد است و مهتابی        چــرا گریـان و بــی تابی

برایـت قصـه هـم گفتـم            چـرا امشــب نمی خوابی

لالا لا جــــان مــن لالا

گل  باران  من    لالا

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 12 آذر1390 توسط  مامان سینا
   برف


 

  ني ني توي حياطه

چشمش به آسمونه

  

منتظره برف بياد

از ابر دونه دونه

به ابر ميگه :چرا کم

برف مي آري واسه مون

Snow falls Animation

 

زمستونه ! لم نده

بي کار توي آسمون

boy hides behind snow bank animated gif

برف هاي ديروز تو

هي چيکه چيکه آب شد

آدم برفي اي که

ساخته بودم خراب شد

  

برف هاي سردتر بريز

توي حياط خونه

برفي که زود آب نشه

يکي دو روز بمونه

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 آبان1390 توسط  مامان سینا
  


امروز مراسم یادبود عمو مجید بود .

همه رفته بودیم  سر مزار شهدا.زمین خیس بود من موقع بازی پام سر خورد و با پشت سر خوردم زمین سرم به لب یکی از سنگها خورد و شکست.درد خیلی زیادی داشت فریاد میزدم و گریه میکردم و دایم مامانم رو صدا میزدم .

با مامان و بابا و داداشی سوار ماشین شدیم و از بهشت زهرا خارج شدیم. نزدیکترین درمانگاه رفتیم من خیلی میترسیدم . دایم به مامان میگفتم من نمیخوام بمیرم. کمکم کنین. . مامان میگفت خدا و ما همه میخوایم بهت کمک کنیم .

دکتر سرم رو دید .Doctor Animation

گفت بخیه میخواد مامان گریه میکرد میخواست من نبینم ولی من میفهمیدم .مامان من رو روی پاش گذاشت داداشی دستام رو نگهداشت .بابایی هم شونه هامو گرفت.

اول با قیچی موهامو کوتاه کردن بعد چند بار توی سرم آمپول زدن.خیلی دردش زیاد بود من گریه میکردم .مامانم گریه میکرد.

بعد دکتر با نخ وسوزن سرم رو دوخت .من خیلی دردم می اومد. سه تا بخیه دیگه دلم از حال رفته بود.

امروزم روزی بود و گذشت ولی دلم نمیخواست این اتفاق پیش می اومد.

 

Kid plays Animation





نوشته شده در تاريخ جمعه 8 مهر1390 توسط  مامان سینا

 

 

اينجا چيه؟ بقاليه

  خوردنيهاش چه عاليه

آقاي بقال شاد و شاد 

 عقب ميره جلو مياد

 

ماست و پنير به ما ميده

 يك شيشه شير به ما ميده

    محصل

چايي و قند و شكلات

برنج و روغن و نبات

 

محصل       

خيلي چيزاي رنگ وارنگ 

  خوشبو و خوش رنگ و قشنگ

شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  محصلشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

هميشه از او مي خريم

  براي خونه مي بريم

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 مهر1390 توسط  مامان سینا
   پاییز


Leaf flies AnimationLeaf flies Animation

از تو کتاب فصلها پاییز خانوم بیدار شد

چارقدشو سرش کرد مشغول کار و بار شد

     

 دوید میون باغو گرما رو جابه جا کرد

باد سرد شیطونو راهی کوچه ها کرد

 

   

 


با دستای جادوییش درختارو جادو کرد
همه برگهای باغو با حوصله جارو کرد

 

تصاویرشباهنگ Shabahang Pictures

کلاغارو خبرکرد قارو قار و قار بخونن

اومدن سرمارو  همه دیگه بدونن



ابرا رو زود فرستاد تا که بباره بارون

اونوقت صدای پاییز پیچید تو گوش ناودون

Leaf flies AnimationLeaf flies Animation




نوشته شده در تاريخ جمعه 1 مهر1390 توسط  مامان سینا

 

 

اینجا که مهد کودک

پر از گلهای کوچکه

 

بچه هایش مثل گلند

خیلی قشنگ و تپلند

 

مربیای مهربان

دلسوز و خوب و خوش زبان

  A Nice Happy Teacher Reading a Book to Two Girls

یاد می دهند به بچه ها

از همه چیز از همه جا

قصه میگن برایشون

شعر می خوانند شاد و روان

  A Teacher Sitting Talking to Three Little Girls

پیش از غذا پس از غذا

میوه میدن به بچه ها

  Two Little Girls sitting on a Tree Stump Holding an Apple    

 

مواظب آنها میشن

زحمت بسیار می کشن

Dolls Graphic #3

با همه مثل مادرند

بچه ها دوستشان دارند

 Babies kiss Animation




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

خدایا ،خدای  بخشنده ومهربان !

به من کمک کن تا فرزندانم رادرک کنم ،با صبر به سخنانشان  گوش

 فرا دهم وبامهربانی به سئوالا تشان پاسخ گویم .مرا از قطع کردن سخنان

 آنان ،پاسخگوئی نا مناسب به آنهابر حذ ردار مرا آنقدر با آنها  باادب بنما

 که من می خواهم آنها با من با ادب باشند .

 به من کمک کن هیچگاه بی جهت احساسات فرزندانم را جریحه دار

 نسازم ،مرا از تمسخر ، خندیدن به آنها وشرمند ه ساختن آنها بر حذر

 دارومراهدایت کن که هر آنچه می گویم را عمل کنم چراکه درستی شادی

 به همراه دارد .

 خدایا به من یاری ده تامنصف ودرستکار باشم ،آنقدرباملا حظه وقابل

 معاشرت با فرزندانم باشم که احترامی بی ریا برایم قائل باشند.

 خدایا به من آرامش ،توازن وخویشتن داری عطا فرما،به گونه ای  که

 قضاوت وپیمانهای بزرگسالان را به آنهاتحمیل نکنم وفرصت فکر کردن

 انتخاب کردن واتخاذ تصمیم رااز آنان نگیرم ...

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 19 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

دكتر چه مهربونه 

 درد منو ميدونه

           با شادي و با خنده            

  زخم منو مي بنده

 

من دكتر رو دوست دارم 

  هديه  براش   ميارم

دكتر   دوا    مياره

   بچه ها رو دوست داره

 

بچه خوب مي دونه

   اگر به حرف دكتر

گوش بكنه هميشه  

ديگه مريض نميشه

 

كوچولوي مهربون

  دكتر كه ترس نداره

دوا و استراحت 

سلامتی میاره     

         

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 19 شهریور1390 توسط  مامان سینا
   تلفن


   

 

    باز تلفن زنگ میزنه        

  تو گوشم آهنگ میزنه

شکلک های شباهنگ

       من گوشی رو برمیدارم     

   میگم  الو  سلام  دارم

شکلک های شباهنگ

        مامان جونم صداش میاد      

  صدای خنده هاش میاد

شکلک های شباهنگ

    از پشت سیم بهم میگه     

  بزرگ شدی حالا دیگه

شکلک های شباهنگ

      صد آفرین   بر  پسرم        

  برات یه  هدیه می خرم

شکلک های شباهنگ

      صدآفرین  بر   دخترم         

  برات یه هدیه می خرم

شکلک های شباهنگ   

 







نوشته شده در تاريخ شنبه 19 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

 

 

 

  گنجشک لالا،

سنجاب لالا،

 آمد دوباره مهتاب بالا،

لالا لالایی لالا لالایی لالا لالایی،

لالا لالایی لالا لالایی لالا لالایی،

لالا لالایی لالا لالایی،

   

 

گل زود خوابید مثل همیشه،

قورباغه ساکت،

خوابیده بیشه،

گل زود خوابید مثل همیشه،

قورباغه ساکت،

خوابیده بیشه،

لالا لالایی لالا لالایی

لالا لالایی لالا لالایی لالا لالایی،

لالا لالایی لالا لالایی،

شب بر همه خوش تا صبح فردا.

 




نوشته شده در تاريخ جمعه 18 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

  

    مادر   نازنینم           رنج  تو ر ا  نبینم   

   خورشید خانه ای تو     خوب و یگانه ای تو

    بابا چه خوب و نازی        برام آینده سازی

  همش می گم ای خدا         محیط خانه ی  ما

          هرگز نگردد خالی            از لطف و مهربانی

   

 

  




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 شهریور1390 توسط  مامان سینا

کودکی، دخترکی ، موقع خواب

سخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید:

زندگی چیست؟

پدرش از سر بی صبری گفت:

زندگی یعنی :عشق

دخترک با سر پر شوری گفت:

عشق را معنی کن!
 
پدرش داد جواب:

بوسه ی گرم تو بر گونه ی من

دخترک خنده برآورد ز شوق

گونه های پدرش را بوسید

زان سپس گفت:

پدر ... عشق اگر بوسه بود...

بوسه هایم همه تقدیم تو باد !

 
 
 
 
 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 شهریور1390 توسط  مامان سینا
   حلزون


 

آی حلزون شاخکی!

کجا می ری یواشکی؟



جلو میری یواش و ریزه،ریزه

پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه


خالهای دونه دونه،دونه داری

به روی پشت خود یه لونه داری



ساکتی و خجالتی و تنها

بمون توی باغچه خونه ما

 

 

شاعر : مهری ماهوتی

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

گنجشگک اشی مشی
از قصه ها بیرون بیا


برلب بوم ما نشین
بپر بالا تو آسمون



بگو به ابر مهربون
که چشم پر اشکی داره

 


بیاد به شهر تشنمون
بارون شر شربباره



ببین هوای شهر ما
تو چنگ دود اسیر شده


بگو به باد با لشکرش
بیاد که خیلی دیر شده


گنجشگک اشی مشی
بخون بگوش آدما


کاری کنن که شهرمون
بمونه سبز و با صفا

 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 شهریور1390 توسط  مامان سینا
   مسواک


 

شب که میشه وقت خواب دندون و مسواک بکن

با حوله تمیزت دست و روت پاک بکن

صبح که می شه با شادی بلند شو از رختخواب

یک کمی لی لی بکن برو سر شیر آب

 

دست و رویت را بشوی دوباره مسواک بزن

دندونا را سفید کن مانند دندون من

من همیشه صبح و شب دندونامو می شویم

همیشه پاک و زیباست دندون و دست و رویم

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 12 شهریور1390 توسط  مامان سینا
   مورچه


 

اتل متل يه مورچه
راه ميرفت توي كوچه

 

اومد يه كفش ولگرد
پاي اونو لگد كرد

 

animated gifs

 

   مورچه ي پاشكسته
راه نميره نشسته


با برگي پاشو بسته
مورچه جونم تو ماهي


عيب نداره سياهي
خوب بشه پات الهي

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 12 شهریور1390 توسط  مامان سینا
   حوض


 

تو حوض خونه ما

ماهیهای رنگارنگ

 

 


بالا و پایین می ره

 با پولکای قشنگ


کلاغه تا می بینه

کنار حوض می شینه

 


می خواد ماهی یگیره
ماهیا تا می بینن



.به زیر آبها میرن
کلاغ شیطون می شه زار و پریشون

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

 

 تأثیرات بسیار عجیب و باور نکردنی رنگها

برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند .
 
 تأثیرات بسیار عجیب و باور نکردنی رنگها / www.irannaz.com

اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است .
 
 تأثیرات بسیار عجیب و باور نکردنی رنگها / www.irannaz.com

اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید.
 
 تأثیرات بسیار عجیب و باور نکردنی رنگها / www.irannaz.com

اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی. بی‌حالی شما را از بین می‌برد.
 
 تأثیرات بسیار عجیب و باور نکردنی رنگها / www.irannaz.com

اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک می‌کند تا بهتر بیندیشید .
 
 تأثیرات بسیار عجیب و باور نکردنی رنگها / www.irannaz.com

اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد .
 
 تأثیرات بسیار عجیب و باور نکردنی رنگها / www.irannaz.com

افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود.
 
 تأثیرات بسیار عجیب و باور نکردنی رنگها / www.irannaz.com

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

 

پاشو پاشو کوچولو

از پنجره نگاه کن



با چشماي قشنگت

به منظره نگاه کن

baby with balloon and diaper and dog animated gif

اون بالا بالا خورشيد

تابيده در آسمان


http://www.khavaranshop.com/   خرید پستی از خاوران شاپ
یک رشته کوه پايين تر

پايينترش درختان



نگاه کن اون دوردورا

کبوتري مي پرد



انگار براي بلبل

از گل خبر مي برد


 

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

 

 

کتاب قصه ام کو؟

همان كه عكس گل داشت

همان كه روی جلدش

دو گربه تپل داشت


 

كنار گربه ها بود

دو جوجه طلایی

 


 


كتاب قصه من

به من بگو كجایی

 
  

كاشكی یادم می آمد

ترا كجا گذاشتم

هنوز ترا نخواندم

چون كه سواد نداشتم

 

 

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

 

یکی بود يکی نبود. يه روزی روزگاری يه خانواده ی سه نفری بودن. يه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از يه مدتی خدا يه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما ميده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .

پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسيدن که پسرشون حسودی کنه و يه بلايی سر داداش کوچولوش بياره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زياد شد که پدر و مادرش تصميم گرفتن اينکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.

پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش  گونه ش رو بوسید و گفت : داداش کوچولو!

تو تازه از پيش خدا اومدی ……….

به من می گی قيافه ی خدا چه شکليه ؟ آخه من کم کم داره يادم مي ره..

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

Orkut Scraps - Angels

 

سلام به مامانها به باباها و به همه دوستای گل خودم.

یک ماه همه بزرگترهامون روزه راست راستکی بودن و ما کوچکتر ها بعضی روزها روزه سر گنجشکی .

   بعضی شبها با مامان بابا هامون به مسجد رفتیم.و همراه اونها نماز خوندیم .

   

مامان میگه تو این ماه مهمون خدا بودیم .و امشب آخرین شب این مهمونیه .

مامان میگه ما باید همه ی ماه های سال سعی کنیم کارهای خوب بکنیم و مواظب

 

باشیم شیطون باعث نشه کارهای بدی انجام بدیم..

و فردا روز عید فطر هستش.من و مامان این روز رو به همه همه تون تبریک میگیم.

 

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم

یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

 

عید فطر مبارک

 


 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

children holding hands playing game red rover animated gif

 

چین

 

این بچه اهل چینه

ببین چه نازنینه

با چشمای بادومیش

دنیا رو خوب می بینه

 

 

 

 

 

 

آفریقا

 

این بچه اهل آفریقاست

پوست تنش کمی سیاست

موی سرش فرفریه

دوسش داریم که دوست ماست


 

 

 

 

مکزیک

 

این بچه اهل مکزیکه

چه قد بلند و باریکه

با اینکه روشن هوا

زیر کلاش چه تاریکه

 

 

 

ژاپن

 

این بچه اهل ژاپنه

چه خوب نگامون میکنه

با عقل و هوش و علم خود

کارها رو آسون میکنه

 

 

 

 

هند

 

این بچه اهل هنده

شیرینه مثل قنده

لباسشو که ساری ست

دور تنش می بنده

 

 

شاعر:شکوه قاسم نیا.

عطیه سهرابی

  

 

 children holding hands playing game red rover animated gif




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 شهریور1390 توسط  مامان سینا

خانه ی کرم

 

کرمه که پا نداره

تو باغچه خونه داره

میاد بیرون از خونه

وقتی بارون می باره

 

 

                   

 

 

 

 

خانه ی شیر

 

شیری که قفس نداره

خونش تو بیشه زاره

خونه ی به این بزرگی

هیشکی دیگه نداره

 MembersLibrary/WOOT/Bob Cat.gifMembersLibrary/WOOT/Lion.gif

 

 

 

 

 

خانه ی زنبور

 

زنبوره که وز وزوست

خونه ش چیه؟یه کندوست

موم و عسل می سازه

برای دشمن و دوست

MembersLibrary/WOOT/Bee.gif 

 

 

 

خانه ی موش

 

خونه ی موش تو انباره

سوراخی توی دیواره

چه تنگ و تاره این خونه

آفتاب و مهتاب نداره

 

MembersLibrary/WOOT/Mouse.gif

 

 

 

خانه ی قور باغه

 

قورباغه ی سبز و قشنگ و خالدار

خونه ش کجاس؟میون یک سبزه زار

وای که چقدر عجیب غریب خونه ش

نه در داره نه پنجره نه دیوار

 

 

 

 

شاعر:شکوه قاسم نیا.

عطیه سهرابی

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

 

هلو

 

نه گرده نه درازه

سرخ و سفید و نازه

رو شاخه ها نشسته

به خوشگلیش می نازه

 

 Hanging here:10728

 

 

 

 

 

آلبالو

 

میوه ی نو بهاره

چه رنگ سرخی داره

می افته روی گوشات

مثل دو تا گوشواره

 

شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

 

 

 

انگور  

 

دونه  به دونه پر آبه

خوشه به خوشه سبزه

نه پوست داره نه هسته

هر چی بگی می ارزه

 

 

شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

 

 

 

 

خیار 

 

سبز و بلند و باریکه

نشسته روی بوته

سیب به گلابی می گه

نگاش بکن عموته

 

 

شاعر:شکوه قاسم نیا.

عطیه سهرابی

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

کامیون

 

این کامیون بار می کشه

بار  رو  تا  انبار  می کشه

راننده اش  صبح  تا غروب

از این ماشین کار می کشه

 

                               

 

 

 

 

پلیس

 

این ماشین پلیسه

که دزدا رو  می گیره

آژیر کشون با سرعت

دنبال  دزدا  میره

 

 

  

 

 

آمبولانس

 

این ماشین آمبولانسه

آژیر کشون می رسه

وقتی مریض می شیم ما

به یاریمون می رسه

 

 

 

 

  

 

 

تاکسی

 

تاکسی خالی منتظره

منتظره    مسافر ه

از این محل به اون محل

مسافراشو می بره

 

 

 

 

  

 

 

آتش نشانی

 

ماشین آتش نشانی

هم بوق داره هم صندلی

هر جا که آتش بگیره

می رسه بی معطلی

 



 

شاعر:شکوه قاسم نیا.

عطیه سهرابی

 

 

http://s2.rimg.info/660c21833258c12f5d64d4c637558e50.gif

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

 

ای زنبور طلائی

نیش میزته بلایی

http://www.khavaranshop.com/   خرید پستی از خاوران شاپ

پاشو پاشو بهاره

گل واشده دوباره

http://www.khavaranshop.com/   خرید پستی از خاوران شاپ

پاشو پاشو بهاره

گل واشده دوباره

http://www.khavaranshop.com/   خرید پستی از خاوران شاپ

کندو داری تو صحرا

سر می زنی به هر جا

http://www.khavaranshop.com/   خرید پستی از خاوران شاپ

پاشو پاشو بهاره

عسل بذار دوباره
http://www.khavaranshop.com/   خرید پستی از خاوران شاپ

پاشو پاشو بهاره

عسل بذار دوباره

http://www.khavaranshop.com/   خرید پستی از خاوران شاپ 

 

 http://www.khavaranshop.com/   خرید پستی از خاوران شاپ




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 6 شهریور1390 توسط  مامان سینا

 

توپ سفيدم قشنگيو نازي

حالا من ميخوام برم به بازي


بازي چه خوبه با بچه هاي خوب 

 بازي ميكنم با يه دونه توپ


چون پرت ميكنم توپ سفيدم را

قل قل ميخوره ميره به هوا

 


قل قل ميخوره تو زمين ورزش

يك و دو و سه ، چهار و پنج و شش

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 5 شهریور1390 توسط  مامان سینا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.


خرید شارژ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود